گاهی انسان باید بنشیند و با نفس خود حساب  و کتاب کند . پدر ما را این نفس در می آورد .به نفس خود بگوید تا کی؟ بس است دیگر ؟ به فکر خودت باش !

نفس که به فکر ما نیست ، به فکر خودش است . مثل نفس ، مثل اسب سرکش است .

اگر سوار اسب سرکش شوی ،اسب فرار می کند ، اگر وارد باشی ، دهنه اسب را محکم میگیری ، ولی باز هم زورت نمی رسد ، و اسب فرار می کند .تا برود سر آخور جو بخورد ، سر صاحب خود را به سر در طویله میزند و او را به زمین می اندازد و در خون غوطه ور می کند، اما خودش سر آخور رفته و مشغول خوردن جو می شود ، به فکر لذت خودش است ، به فکر صاحبش نیست ...

نفس ما هم همینطور است ، به فکر لذت خودش است ، فکر این نیست که ما جهنمی می شویم . لذا گاهی لازم است به نفس خود بگوییم ، دیگر بس است ! ما را جهنمی نکن ! تا حالا که گذشت ، از این به بعد ما را اذیت نکن...




برچسب ها :
آیت الله مجتهدی رض؛ پلاک ؛ محض یارمهربان ؛ قرعه سرخ ,